تبليغاتX
خوشبوترین گلها

خوشبوترین گلها

اجتمایی ادبی روانشناسی

 
روزی پسری از پدربزرگش که در حال نوشتن بود پرسید: پدربزرگ درباره ی چه می نویسی؟ پدربزرگ گفت: درباره ی تو پسرم.اما این مداد از چیزی که با ان می نویسم مهم تر است. می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی.

پسر با تعجب به مداد نگاه کرد و گفت: اما این مداد مانند مدادهای دیگری است که قبلم دیده ام.

پدربزرگ گفت: بستگی دارد که چه طور به ان نگاه کنی. در این مداد پنج خصوصیت وجود دارد که اگر بتوانی این خصوصیات را داشته باشی برای تمام عمر به ارامش می رسی.

خصوصیت اول:می توانی کارهای بزرگ انجام دهی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی هست که هر حرکت تو را هدایت می کند این دست خداوند است که همیشه تو را در مسیر اراده اش حرکت می دهد.

خصوصیت دوم: هر چند وقت یک بار باید دست از نوشتن برداری و از مداد تراش استفاده کنی این حرکت باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما اخر کار نوکش تیزتر می شود و اثری که از خودش به جای می گذارد ظریف تر و باریک تر است.بنابراین بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی تا انسان کامل تری شود.

خصوصیت سوم: برای پاک کردن یک اشتباه مداد اجازه می دهد از پاک کن استفاده کنی. تصحیح یک اشتباه کار بدی نیست. در واقع برای انکه خود را در مسیر درست نگه داری حتما اشتباهات خود را برطرف کن.

خصوصیت چهارم: چوب مداد یا شکل ظاهری ان مهم نیست مهم زغالی است که داخل چوب قرار دارد. پس همیشه مراقب درون خود باش و فقط ظاهرت را اراسته نگه ندار بلکه درون خود را اراسته به صفات نیکو کن.

خصوصیت پنجم: مداد همیشه اثری را از خود بر جای می گذارد. هر کار در زندگی ات انجام می دهی ردی بر جای می گذارد. پس سعی کن نسبت به هر کاری که می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی...؟!؟
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 11:13  توسط سعيد  | 

 

وقتي سكوت ميكني جهان سقوط ميكنه

دوران مرگ ميرسه دريا سكوت ميكنه

وقتي سكوت ميكني به مرز اشك ميرسم

هر لحظه بغض ميكنم بي تو هنوز بي كسم

آرامشي به من ببخش آئينه تلاطمم

رها شدم از تو ولي توي هواي تو گمم

دچار پر پر زدنم ميون طوفان راه

غروبمو حس ميكنم به هرم شعلة چشات

جدايي از تو ساده نيست تو بخشي از روح مني

دنيامو ويرون ميكني وقتي به فكر رفتني

وقتي تو نيستي اشكامو با چه كسي قسمت كنم

بگو چگونه بعد تو به مردنم عادت كنم

وقتي سكوت ميكني ستاره كوچ ميكنه

آرامش از دنياي من دوباره كوچ ميكنه

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 14:31  توسط سعيد  | 

آن گاه که اجبار تو را محکوم به فراموش کردن و فراموش شدن می کند بی اختیار و بی عنان ٬ سست و بی ناهید ٬ متشوش و پرت از همه جا مجبور به پذیرفتنی... برای تو می نویسم ٬ می دانی که همیشه در من جاری خواهی بود تا زنده ام تا لبریز از احساسم تا هنوز ها تا همه جا و همیشه،  تو که تمام نا تمام من بودی ٬ گفتم برو تا تنبیه بزرگ زندگی را بپذیرم ٬ تا تنبیه بزرگ زندگی را بچشی ٬ تا حکمی که بر من نوشتی قراعت شود...

اما رفتن دلیل نبودن نیست ٬ تو در جایی به ثبت رسیده ای ٬ در قلبم ٬ همان اژدهای بی افسار که تنها دستان تو آرامش می کردند..

حالا راوی غصه های عشاق شده ام ...

و بعد از رفتنت همیشه زیر لب زمزمه می کنم:

و تو رفتی و هنوز , سالها هست که در گوش من آرام , آرام , خش خش گام تو تکرار کنان , می دهد آزارم....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 11:44  توسط سعيد  | 

يكى از استادان رشته ى فلسفه ، در يكى از دانشگا هها وارد كلاس درس مى شود و به دانشجويان مي گويد مي خواهد از آنها امتحان بگيرد ، بعدش صندلى اش را بلند مي كند و مي گذارد روى ميزش ، و مي رود پاى تخته سياه ، و روى تابلو ، چنين مى نويسد : ثابت كنيد كه اصلا اين " صندلى " وجود ندارد ! دانشجويان ، مات و منگ و مبهوت ، هر چه به مغز شان فشار مي آورند و هر چه فرضيه ها و فرمول هاى فلسفى و رياضى را زير و بالا مي كنند ، نمى توانند از اين امتحان سر بلند بيرون آيند . تنها يك دانشجو ، با دو كلمه ، پاسخ استاد را مي دهد . او روى ورقه اش مي نويسد : كدام صندلى
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 10:38  توسط سعيد  | 

يه دختر و پسر خيلي همديگه رو دوست داشتن اما دختره کور بود، اون دختر به پسره گفت اگه يه روزي چشام خوب بشه قول ميدم تا آخر عمر کنارت بمونم بالاخره يکي پيدا ميشه و چشماش رو به دختره اهدا ميکنه وقتي دختره نگاه ميکنه ميبينه پسره هم کوره و دختره به پسر ميگه برو نمي خوام هيچ وقت ببينمت... پسره در حالي که داشت ميرفت گفت: مراقب چشمام باش

ادعا نمي کنم، همواره به ياد کساني هستم که دوستشان دارم ولي مي توانم ادعا کنم که لحظاتي که به يادشان نيستم نيزدوستشان دارم

وقتي ازدوست ضربه خوردي انگار که با ماشين بهت زده و داغونت کرده ولي وقتي بخشیدیش انگار که بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده

ازکسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ ... رو مثل اون دوست نداشته باشي از کسي هم که دوستت داره بي
تفاوت عبورنکن چون شايد هيچ وقت هيچ ... تورو مثل اون دوست نداشته باشه

الهه ی عشق مرا صدا زد ... عشق را هيچ آرزو نيست مگر آنكه به ذات خويش در رسد. اما اگر شما عاشقيد و آرزويي مي جوييد... آرزو
كنيد كه ذوب شويد و همچون جويباري باشيد كه با شتاب مي رود و براي شب آواز مي خواند. آرزو كنيد كه رنج بيش از حد مهربان بودن را
تجربه كنيد. و چه زيباست ديدن شوق زندگي در چشمان يك دوست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 12:29  توسط سعيد  | 

انسانها همان گونه كه باور داشته باشند می‌توانند بیندیشند .باورهای آدمی است كه در هر لحظه به او القا میكند كه چگونه بیندیشد . 

80 پیرمرد و 80 پیرزن را براى اين پروژه انتخاب كردند .یك شهرك را به دور از هیاهو برابر با 40سال پیش ساختند .غذاهای 40سال پیش در این شهرك پخته میشد .خط روی شیشه‌های مغازه‌ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم‌های قدیمی ، اخباری كه از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد این 160 نفر را از هر نظر آزمایش كردند .


تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع استخوان ، خمیدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، میزان فشار خون ... بعد این 160 نفر را به داخل این شهرك بردند ، بعد از گذشت 5الی 6ماه كم كم پشتشان صاف شد ، راست می‌ایستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان ، رنگ موهای سر شروع به مشكی شدن كرد ، چین و چروكهای دست و صورت از بین رفت ...

علت چه بود ؟

خیلی ساده است .آنها چون مطابق با 40سال پیش زندگی كردند ، باور كرده بودند 40سال جوانتر شده اند .

انسانها همان گونه كه باور داشته باشند می‌توانند بیندیشند .باورهای آدمی است كه در هر لحظه به او القا میكند كه چگونه بیندیشد . 

اصولا فرق بین انسانها ، فرق میان باورهای آنان است .انسانهای موفق با باورهای عالی ، موفقیت را برای خود خلق میكنند.انسانهای ثروتمند ، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند كه با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند . 

قانون زندگی قانون باورهاست .باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است .توانمندی یك انسان را باورهای او تعیین می‌كند .
انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق میكنند . باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی میسازند . زیرا باورها تعیین كننده كیفیت اندیشه‌ها ، اندیشه‌ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند .

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 17:44  توسط سعيد  | 

 





دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنياست و دريافتم که همانا زندگي زيباست! 

آينده چيزي نيست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چيزي است که خود مي‌سازد.

رمز خوشبخت زيستن، در آن نيست که کاري را که دوست داريم انجام دهيم؛ بلکه در اين است که کاري را که انجام مي‌دهيم دوست داشته باشيم.

ياد گرفتم که 10 درصد از زندگي چيزهايي است که براي انسان اتفاق مي‌افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان مي‌دهند.

پي بردم که کتاب بهترين دوست انسان و پيروي کورکورانه بدترين دشمن وي است.

پي بردم که تصميمات کوچک را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب.

متوجه شدم که بدون عشق مي‌توان ايثار کرد، اما بدون ايثار هرگز نمي‌توان عشق ورزيد.

آموختم که انسان براي لذت بردن از عمري دراز، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نيز که ميل دارد بخورد.

ياد گرفتم که زندگي مساله در اختيار داشتن کارت‌هاي خوب نيست؛ بلکه خوب بازي کردن با کارت‌هاي بد است.

دانستم که انسان تا وقتي فکر مي‌کند نارس است، به رشد و کمال خود ادامه مي‌دهد و به محض آنکه گمان کرد رسيده شده است، دچار آفت مي‌شود.

دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنياست و دريافتم که همانا زندگي زيباست! 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 13:45  توسط سعيد  | 

اصل اول: در زندگي همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت كنار بياييد.

اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قائل نيست در اين دنيا از شما انتظار مي‌رود كه قبل از آنكه نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد كار مثبتي انجام دهيد.

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصيل شدن كسي به شما رقم فوق‌العاده زيادي پرداخت نخواهد كرد به همين ترتيب قبل از آنكه بتوانيد به مقام معاون ارشد يا دريافت خودرو مجهز و تلفن‌همراه برسيد بايد براي اين مقام و مزايايش زحمت بكشيد.

اصل چهارم: اگر فكر مي‌كنيد آموزگارتان سخت‌گير است در اشتباه هستيد پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد كه رييس شما خيلي سخت‌گيرتر از آموزگارتان است چون امنيت شغلي آموزگاران را ندارد.

اصل پنجم: آشپزي در رستوران‌ها با غرور و شان شما تضاد ندارد پدربزرگ‌هاي ما براي اين كار اصطلاح ديگري داشتند از نظر آنها اين كار «يك فرصت بود».

اصل ششم: اگر در كارتان موفق نيستيد والدين خود را ملامت نكنيد از ناليدن دست بكشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.

اصل هفتم: قبل از آنكه شما متولد بشويد والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري كه اكنون به نظر شما مي‌رسد، ملال‌آور نبودند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 15:10  توسط سعيد  | 

از مناجات خواجه عبدالله انصاری

-----------------------------------

الهی, از آنچه نخواستی چه آید،و آنرا که نخواندی کی آید، ناکشته را از آب چیست ، و ناخوانده را جواب چیست، تلخ را چه سود اگرش آب خوش در جوار است و خار را چه حاصل از آنکه بوی گل در کنار است.

الهی, یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو در میان سر وجان.

الهی, اگر بهشت چون چشم و چراغ است، بي ديدار تو درد و داغ است.

الهی, از پیش خطر و از پس راهم نیست،دستم گیر که جز تو پناهم نیست.

الهی, در این درگاه همه ما نیازمند روزی باشیم که قطره یی از شراب محبت بر دل ما ریزی تا که ما را برآب و آتش بر هم آمیزی.

الهی, روزگاری ترا می جستم خود را می یافتم،اکنون خود را میجویم و ترا می یابم.

الهی, تا از مهر تو اثر آمد،دیگر مهر ما بسر آمد.

الهی, ای سزای کرم، ای نوازنده ی عالم، نه با وصل تو اندوه است و نه با یاد تو غم.

الهی, ادای شکر ترا هیچ زبان نیست و دریای فضل ترا هیچ کران نیست و سر حقیقت تو بر هیچکس عیان نیست، هدایت کن بر ما رهی که بهتر از آن نیست.

الهی, چه غم دارد که تو را دارد و کرا شاید که تو را نستاید، آزاد آن نفس که بیاد تو بازان و آباد آن دل که بمهر تو نازان و شاد آن کس که با تو در پیمان است.

 الهی, پایی ده که با آن کوی مهر تو پوییم و زبانی ده که با آن شکر آلای تو گوییم.

الهی, در دل ما جز محبت مکار و بر این جانها جز الطاف و مرحمت مدار و بر این کشت ها جز باران رحمت مبار.

الهی, چون در تو نگرم از جمله تاجدارانم و تاج بر سر و چون در خود نگرم از جمله خاکسارانم و حاک بر سر.

 الهی, روی بنما تا در روی کسی ننگریم و دری بگشای تا بر در کس نگذریم.

 الهی, مران کسی را که خود خواندی، ظاهر مکن جرمی را که پوشیدی ، کریما میان ما و تو داور تویی ، آن کن که سزاوار آنی نه آن چنان که سزاوار ماست.

الهی, تا مهر تو پیدا گشت همه مهر ها جفا گشت و تا نیکی تو پیدا گشت همه جفا ها وفا گشت.

الهی, نامت نور دیده ی آشنایان ،  یادت آیین منزل مشتاقان ، یافتنت چراغ دل مریدان  انست جان دوستان.

الهی, تو در ازل ما را برگرفتی و کسی نگفت که بردار ، اکنون که بر گرفتی نه بگذار ، و در سایه لطف خود میدار.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 20:8  توسط سعيد  | 

 
حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست ، خداوند در هر حضوری رازی

 را برای کمال ما پنهان کرده است ، خوشا به حال ما اگر آن راز را

 در یابیم!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 19:21  توسط سعيد  | 

 

هر کس را زر در ترازوست زور در بازوست.  سعدی 

پول کثیف ترین اختراع بشر است. ناشناس

فقر دبستان خوبی است ، اما آسایش دانشگاهی عالیست . جیووانی پاپینی

اگر پول داشته باشید ، به راه خطا نرفتن برایتان آسانتر است . آنتونی رابینز

ثروت ، ثروت می آورد و فقر ، بچه . گاس کان

آدمی که پول ندارد مانند کمانی است که تیر ندارد . فولکر

ثروت تنها مسئله زندگی نیست ، ولی یکی از مهمترین مسائل آن است . آنتونی رابینز

غنی ترین شخص کسی است که به آنچه دارد قانع باشد . رابرت سی . سویج

اختراع پول ، قاتل خوشبختی بشر است . سنگا

اگر پول در جهان نبود هرگز جنگ نمی شد .

پول و تقوا دو کفه ترازویند ، یکی بالا رفت حتما یکی پایین می آید. افلاطون

از اسکناس چیزی بهتر نیست ، نه خوراک می خواهد ، نه فاسد می شود راحت توی جیب می رود و جای وسیع هم نمی خواهد . گوگون

بدون پول ، صلح به دشواری به دست خواهد آمد . وینستون چرچیل

پول برای شما غذا می آورد ولی اشتها نمی آورد . ناشناس

یکی از راههای رسیدن به موفقیت و پیروزی داشتن اطلاعات و پول است . کامو

پول به مثابه حس ششم است که در صورت فقدان آن ، دیگر حواس پنجگانه هم به خوبی کار نمی کنند . سامرست موام

تمام دنیای پهناور را بگردید ، دری به روی آدم بی پول گشاده نخواهید یافت . هانری استانتون

شما نظرتون راجع به پول چیه ؟ با داشتن پول زیاد موافقید یا فکر می کنید داشتن پول زیاد دردسر می آوره ؟ بنظر شما پول تا چه حد در زندگی امروزه اثر گذاره؟ این جمله ها نظرات موافق و مخالفی راجع به پول هستند نظر شما چیه ؟ منتظر حرفهاتونم .موفق باشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 17:35  توسط سعيد  | 

كنار آشيانه ي تو آشيانه مي كنم.. فضاي آشيانه را پر از ترانه مي كنم ... كسي سوال مي كند به خاطر چه زنده اي ؟ و من براي زندگي تو را بهانه مي كنم

 

دنيا آنقدر وسيع است كه براي همه مخلوقات جايي هست ، به جاي آنكه جاي كسي را

بگيريد تلاش كنيد جاي واقعي خود را پيدا كنيد

 

به چيزي كه گذشت غم نخور ، به آن چيزي كه پس از آن آمد لبخند بزن

 

وقتي ناراحتيد از اينكه به چيزي كه مي خواستيد نرسيديد ، محكم باشيد و خوشحال....

خداوند در فكر چيز بهتري براي شماست

 

چه بسيارند كساني كه به هنگام غروب ، از غصه ناپديد شدن آفتاب چنان مي گريند كه ريزش اشك ها مانع از ديدن ستارگان مي شود

 

مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود

 

فقط دريا دلش آبي تر از من بود.. و من از دريا..دلم دريا.. فقط اين را ندانستم !!! چرا گشتم چنين تنها تر از تنها !!.. به هر آبي شدم آتش.. به هر آتش شدم آبي.. به هر آبي شدم ماهي.. به هر ماهي شدم دامي.. به هر نا محرمي ساقي.. به هر ساقي مي باقي.. و تو اين را ندانستي !! چرا گشتم چنين عاصي؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 18:8  توسط سعيد  | 

حكايت جالبيست كه فراموش شدگان فراموش كنندگان را هرگز فراموش نمي کنند

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 15:10  توسط سعيد  | 

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جواب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کني

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 18:22  توسط سعيد  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 21:3  توسط سعيد 

  یا رحمن

دوستی قصه ایی نیست که با یکی بود یکی نبودآغاز بشه دوستی کلاغیه که هرگز به    خونه اش نر سید

خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست دوست داشتن داشتنی هاست

منتظر کسی باش که حتی در ساده ترین لباس هم بودی حاضر باشه توروبه همه دنیا نشون بده وبگه این همه دنیای منه

سلام.امروز اولین روز از روزهای باقیمانده عمر توست قدر امروز را بدان

هر شاخه ئ بلند امن ترین جا برای ساختن اشیانه نیست

گاهی از نردبان بالا میری تا دستای خدا رو بگیری غافل از اینکه خدا پایین وایستاده ونردبان رو گرفته تا نیفتی

نوع استفاده از زمان مطرح است نه مدت آن

هیچ وقت از خدا نخواه که همه دنیا رو بهت بده از خدا بخواه کسی رو بهت بده که تو رو به تمام دنیا نده

رد پایت رو میگیرم از تو دور می شوم شاید کفشهایت  را بر عکس پوشیده ایی

گاهی اوقات زندگی حواسشو رو جمع می کن تا ببینه تو چی دوست داری تا همو نو ازت بگیره  

همیشه تلخ ترین لجظه ها را کسی می سازد که قشنگ ترین لحظه ها را با او دا شته ایی

هر وقت خدا بخواد یه هدیه برات بفرسته اون رو همراه یه مشکل میفرسته پس هر چه مشکل بزرگتر با شه هدیه هم بزرگتره

 

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 11:10  توسط سعيد  | 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت      مي نشاند

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 15:9  توسط سعيد  | 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

 

  سه کلمه جادویی : این سه کلمه جادویی را در روز چندين بار به کار گیرید :  

"لطفاً"   .  "متشکرم"    و   "ببخشید"

 

  دو کلمه شوم   : در زندگی خانوادگی ، شوم ترین کلمات این دو هستند :

 "مال من"  و  "مال تو"

 

  قسم :  هر چه بیشتر قسم بخوریم تا حرفمان را ثابت کنیم ، باور دیگران را نسبت به خود کاهش داده ایم

 

  در خانه : وقتی به خاطر رفتار متین تان در خارج از خانه مورد احترام قرار می گیرید ، این رفتار را در خانه هم حفظ کنید

 

   معامله نسیه : اگر مغازه یا فروشگاهی به شما اعتبار داده تا نسیه معامله کنید ، به این فکر کنید که ممکن است گذران آخر برج برای او هم ، همان اندازه سخت باشد که برای شما دشوار است

 

  اختلاف خانوادگی : پیش از ازدواج چشم ها را خوب باز کنید و پس از آن ، کمی روی هم بگذارید

 

  انگشت اشاره : انگشت اشاره در حقیقت برای این آفریده نشده که با آن افراد را نشان دهید .   گرچه نامش اشاره باشد

 

  برای جلب توجه گفته اند: انسان برای آن که حرف زدن بیاموزد ، به دو سال وقت نیاز دارد ولی برای آموختن سکوت ، پنجاه سال مهلت لازم است

 

  برای آن که در محلی توجه همراهانتان را جلب کنید ، صدای تان را بلند نکنید . اگر حرف های شما جالب باشد ، دیگران خود به گفته های شما توجه پیدا می کنند

 

  نگاه گویا : وقتی با شما حرف می زنند و یا شما با دیگری صحبت می کنید ، اگر نباید به چشمانش نگاه کنید ، دست کم به دهانش چشم بدوز

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 15:6  توسط سعيد  | 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

چشاید سکوت چاره مان باشد

باشد که ناگفته ها سر به مهر باشد

شاید دلیل تمام این قصه ها

دیوانگی من آری ،فقط همین  باشد

***

چون ابرآمدی بالای سرم ای مهربان

دریا نمی خواهمت ، قطره قطره با من بمان

چون کوهی ُ بر قامتت تکیه می کنم

این را بدان ؛ محکم ، قوی بمان

***

در دشت سکوتم حقیقیترین صدا تویی

خاروخسی نباش همواره گل ماندنیست

ناگفته ترین ناگفته ها منم ، تنها بدان :

عقلم به یک اشاره ، صد دل گریست !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 17:6  توسط سعيد  | 

 بسم الله 

Wheelbarrow and pumpkins

 

سلام دوستان!

"  راهب مارکو گارسیا میگوید:

گاهی خداوند برکتی را از ما پس میگیرد تا قدر آن برکت را

بهتر بشناسیم. او ظرفیت انسانها را میداند و هرگز از آن

فراتر نمی رود.

در چنین مواقعی نباید بگوییم:" خداوند مرا رها کرده است."

اگر خداوند آزمون دشواری را بر ما تحمیل کرده باشد حتما

الطاف بیشتری نیز نصیبمان خواهد کرد تا قدرت کافی برای

روبرویی با آن داشته باشیم...."

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:55  توسط سعيد  | 

          
   
در پهنه گیتی مرغکی است که تنها یک بار در زندگی خویش آواز می خواند . آوایی دلنشین تر از آواز هر مخلوق دیگری در گستره خاک .

از آن دم که ترک آشیانه می گويد خاربنی را مي جويد و تا آن را نيابد آرام نمي گيرد . چون آن را يافت در میان شاخسار گزنده مي نشيند و مي خواند و خود را بر فراز بلندترين و تیزترین شاخه خار مصلوب مي کند .

و در واپسين لحظه های زندگي در  سوگ خويش بلند آوازتر از بلبل و چکاوک نغمه سرایی مي کند . نغمه ای آسماني به بهاي زندگي .

 

آنگاه تمامي جهان در سکوت فرو مي رود و بدان گوش مي سپارد و خداوند در ملکوت اعلاء لبخند مي زند .

زيرا بهترين ها هميشه به بهای رنجی جانکاه بدست مي آيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 15:50  توسط سعيد  | 

Leaf 5یا رحیمLeaf 1

Cornucopia

 

سلام بر پاییز!

و صد سلام بر دوستان خوبم!Tree

 

گیلبرتو دو نوچی (دانشمند اهل برزیل) میگوید: آدمها با یک سبد در

جلو و یک سبد در پشت سر, روی زمین راه میروند.

در سبد جلویی صفات نیک و خوب خود را میگذارند

و در سبد پشتی عیبهای خود را جای میدهند.

به همین دلیل در روزهای زندگی چشمانمان را بر صفات نیک خود میدوزیم 

و فشارها را در سینه حبس میکنیم. در همین زمان بی رحمانه تمامی

عیبهای همسفرمان را که پیش روی ما حرکت میکند می بینیم.

این گونه است که درباره خود بهتر از او داوری میکنیم.

بدون آنکه بدانیم کسی که پشت سر ما راه میروید در باره ما به همین

شیوه می اندیشد.

کتاب دومین مکتوب پاییلو کوییلو

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 15:44  توسط سعيد  | 

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوائیش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولى نمیدانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگىشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. دکتر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من بگویى که میزان ناشنوایى همسرت چقدر است آزمایش سادهاى وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: «ابتدا در فاصله ٤ مترى او بایست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنید همین کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همین ترتیب تا بالاخره جواب دهد.» آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق تلویزیون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ جوابى نشنید. بعد بلند شد و یک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم پاسخى نیامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقریباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم جوابى نشنید. باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نیامد. این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزیزم شام چى داریم؟ زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمین بار میگم: خوراک مرغ!

نتیجه اخلاقى: مشکل ممکن است آنطور که ما همیشه فکر میکنیم در دیگران نباشد و شاید در خود ما باشد!

نظر شما چیست؟

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 15:39  توسط سعيد  | 

 

اين تنها چوب‌ها و سنگها نيستند كه به انسان آسيب مي‌رسانند بلكه گاهي واژه‌ها بسيار دردناك‌تر هستند.
تحقيقات نشان مي‌دهد؛
قلب شكسته بيشتر از دردهاي جسمي براي انسان آزاردهنده و رنج آور است.
اينكه قلب انسان مي‌شكند فقط اصطلاحي در اشعار نيست بلكه يك پديده واقعي است كه واقعا به انسان آسيب مي‌رساند.
دردي كه از فشارهاي احساسي به انسان وارد مي‌شود بسيارعميق‌تر و طولاني‌تر از درد ناشي از جراحات و آسيب‌هاي جسمي است.

 اين تنها چوب‌ها و سنگها نيستند كه به انسان آسيب مي‌رسانند بلكه گاهي واژه‌ها بسيار دردناك‌تر هستند. و در بيشتر موارد تاثيرعميق و ناخوشايند شكستن قلب انسان واقعا اتفاق مي‌افتد.

در اين تحقيقات چهار ساله از شركت كنندگان خواسته شد كه تجربه‌هاي دردناك گذشته خود را با تمام جزئيات بنويسند و ذكر كنند كه در آن زمان چه اتفاقي افتاد و آنها چه احساسي داشتند. سپس اين نوشته‌ها مورد تجزيه و تحليل دانشمندان قرار گرفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 23:24  توسط سعيد  | 

 مولانا

  •  گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)
  •  باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
  •  اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب)
  • وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
  •  متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
  •  بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
  •  اگر مي‌خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه)
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 23:12  توسط سعيد  |